ارتباط نظاممند بين نظام تولید و انتقال دانش فنی با جامعه بهره بردار، سنگ بناي توسعه پایدار کشاورزی است که موجب پويايي کشاورزی ایران میشود. پارادایم توسعه پایدار کشاورزی ایجاب میکند که خود کشاورزان را در فرآیند توسعه و انتقال دانش فنی مشارکت داد. اگر بپذیریم که کلیه کارکنان وزارت جهاد کشاورزی اعم از ستاد و صف، مدیر ارشد، میانی و کارشناسان همه افسران نظام ترویج کشاورزی هستند، آنگاه باید ارتباط کاملاً تعریف شدهای بین افسران میدانی ترویج و سیستم تولید و انتقال دانش فنی کشاورزی برقرار نمود. حضور فعال کشاورزان درکمیتههای فنی و تخصصی و جلسات تصمیمگیری خود نوعی ترویج و انتقال دانش است. برخی از نوآوریهای اخیر در معرفی عناصر مشارکت کشاورز و رویکردهای گروهی در ترویج و نظام انتقال یافتهها در سطح جهانی مطرح است که متاسفانه هنوز به درستی در کشور پیادهسازی نشده است. وزارت جهاد کشاورزی میبایست به طور فزایندهای رویکرد جامعه محور را برای تولید و انتقال دانش فنی اتخاذ کند. استفاده از شاخصهای اقتصادی، نظیر اثربخشی یافته در بهبود معیشت کشاورزان در رویکرد جامعه محور باید مورد توجه ویژه قرار گیرد. نگاهی به کارنامه انتقال یافتههای نظام ترویج و آموزش کشاورزی در سالهای اخیر سه درس اصلی برای افزایش بهره وری برنامههای تولید، ترویج و انتقال یافتهها برای مدیران و سیاست گذاران به همراه دارد.
درس اول، پژوهشگر و مروج باید راهکاری برای مشاهده اثربخشی آموزش و انتقال یافتهها بر وضعیت تولید و بهره وری اقتصادی در سطح مزرعه به کشاورز ارائه دهد. تنها به این صورت است که یافته تحقیقاتی در عمل مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
درس دوم استفاده از دانش کشاورزان در انتقال یافتههای نوین تحقیقاتی و بومی سازی آنها است. پژوهشگر و مروج باید از دانش کشاورزان استفاده کند. فناوریهای بومی و تجربیات کشاورز میتواند یک "نقطه ورودی" مهم برای معرفی شیوههای نوین کشاورزی پایدار باشد.
درس سوم تأکید بر تسهیل یادگیری است. افسران ترویج کشاورزی باید به کشاورز کمک کنند تا «مسیر یادگیری و توسعه فناوری و دانش فنی » را در مزرعه خود طی کند.
سیاست گذاری توسعه کشاورزی در سنوات گذشته در انحصار مقامات و سیاستگذارن بخش کشاورزی بوده است. این شکل برنامه ریزی توسعه کشاورزی بدون توجه به محدودیتهای دانش فنی بومی و نوین حکم، تحمیل و اجرا میشوند. اما سیاست موفق توسعه کشاورزی، در عمل، اغلب نتیجه خالص اقدامات گروههای ذینفع کشاورزی کشور است که در جهت مکمل هم عمل میکنند. این امر به ویژه در مورد مشکلات امنیت غذایی کشور بسیار ضروری تراست زیرا با پیچیدگی و مخاطرات فراوانی همراه است. بنابراین، در سیستمهای نوین تولید و انتقال یافتههای کشاورزی، گرایش فزاینده ای به توسعه مشارکت بهره برداران در برنامه ریزی توسعه کشاورزی وجود دارد که متاسفانه در کشور این موضوع به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است. سیاست گذاری در حوزه کشاورزی تنها زمانی مؤثر است که بر اساس یک اجماع مشترک بین کلیه ذینفعان از تولیدکننده تا مصرف کننده باشد.