سیستم های تولید و تجارت محصول خرما به سرعت در دنیا در حال تغییر هستند. یکی از عوامل مهم این تغییر، افزایش جمعیت جهان و تقاضای جهانی برای این محصول انرژیک و مفید است. انتظار می رود جمعیت جهان تا سال 2050 به 9 میلیارد نفر برسد و با این شرایط نخلستانهای جهان به طور فزاینده ای به یک دارایی استراتژیک برای کشورهای خرماخیز تبدیل می شوند.
در بسیاری از کشورهای خرما خیز نخلستانهای کوچک به سرعت در حال تکه تکه شدن هستند. از سوی دیگر زنجیره ارزش افزوده و صادرات سازمان یافته خرما به دلیل خرده فروشی قابل گسترش و تثبیت نیست. برای دولت یکی از چالشهای اساسی شناسایی راهکارهایهای برای افزایش بهره وری تولید خرما و بهبود معیشت تولیدکنندگانی است که دارای نخلستانهای کوچک بوده و ارائه خدمات مورد نیاز مانند دسترسی به اعتبار، دانش فنی و اطلاعات بازار برای آنها فراهم نیست. یکی از راه های ممکن برای ایجاد پیوند بین تولیدکنندگان خرما و صادرات، نخلداری قراردادی است. اگر چه طرح این موضوع در ایران جدید نیست، اما سوالات جدی را هم برای نخلداران و هم برای سیاست گذاران ایجاد می کند. نخلداران به طور فزاینده ای برای امضای قراردادهای نخلداری دعوت خواهند شد. اما سئوال اینست که آیا چهارچوب فنی و استراتژیک این اقدام به درستی مطالعه شده است؟ با توجه به اهمیت تجارت جهانی خرما، نحوه اجرایی کردن نخلداری قراردادی چه تاثیری بر تجارت این محصول در کلاس جهانی دارد؟
بحث تجارت خارجی خرما از مباحث مهم در توسعه نخلداری کشور است. اثربخشی نخلداری قراردادی وابسته به این است که سیاست دولت در اجرایی کردن این استراتژی تا چه حدود متوجه بازارهای خارجی و تابع نیازهای آن است. نخلداری قراردادی وسیله ای برای گسترش بازار خارجی، تقسیم کار، افزایش کارائی، بهبود بهره وری و رشد و توسعه اقتصادی است و به عنوان موتور رشد و توسعه اقتصادی در صنعت خرما عمل میکند.
براي اينکه در فرآيند جهاني شدن اقتصاد و صادرات خرما بتوانيم سهم معقولي را به خود اختصاص داده و با گذشت زمان جايگاه خود را بهبود بخشيم بايد مزيت هاي بالفعل صنعت خرمای کشور را شناسايي کرده تا در صحنه تجارت جهاني مزيت هاي مطلوب تري را کسب نماييم. نخلداری قراردادی و توسعه زنجیره ارزش خرما در کشور میتواند سرآغازی برای رسیدن به توسعه پایدار تجارت محور خرما باشد.