با وجود اﻳﻦ شاخصهای مهم اقتصادی، ضعف برنامهریزی تولید متناسب با نیاز، ﻋﺪم ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻣﻨﺎﺳﺐ از استراتژی تولید ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺑﺎﻏﻲ و ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺑﻮدن ﺳﻬﻢ ﺗﻮﻟﻴﺪﻛﻨﻨﺪﮔﺎن از ﻗﻴﻤﺖ ﭘﺮداﺧﺘﻲ به دلیل عدم تناسب عرضه و تقاضا در حلقه اول زنجیره تولید تا مصرف؛ اﺻﻠﻲﺗﺮﻳﻦ ﭼﺎﻟﺶ باغبانی کشور ﻣﺤﺴﻮب ﻣﻲﺷﻮد. در ﺣﻮزه ﺗﺠﺎرت بین الملل ﻧﻴﺰ ﻧﺪاﺷﺘﻦ اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﻣﺸﺨﺺ تولید متناسب با تقاضای بازار صادراتی و واﺑﺴﺘﮕﻲ ﺷﺪﻳﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎي ﺻﺎدراتی محصولات باغبانی ﺑﻪ ﻧﻮﺳﺎﻧﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪ، ﻗﺪرت ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰي ﺗﺠﺎري را برای محصولات باغبانی کشور کاهش میدهد.
ﻣﺤﺼﻮﻻت مهم ﺻﺎدراﺗﻲ ﺑﺎﻏﻲ ﺷﺎﻣﻞ ﭘﺴﺘﻪ، اﻧﻮاع ﻣﻴﻮهﻫﺎي ﺗﺎزه، زﻋﻔﺮان، ﻛﺸﻤﺶ و ﺧﺮﻣﺎ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ در ﺑﻴﻦ آﻧﻬﺎ ﺳﻴﺐ درﺧﺘﻲ، ﭘﺴﺘﻪ و ﺧﺮﻣﺎ ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ ﻣﻴﺰان ﺻﺎدرات را ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ وزﻧﻲ داﺷﺘﻪاﻧﺪ. دو ﻣﺤﺼﻮل ﭘﺴﺘﻪ و ﺧﺮﻣﺎ ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ ارزش ﺻﺎدراﺗﻲ را ﺑﻪ ﺧﻮد اﺧﺘﺼﺎص داده اﻧﺪ. با توجه ﺑﻪ اﻫﻤﻴﺖ ارزآوري دو ﻣﺤﺼﻮل ﭘﺴﺘﻪ و ﺧﺮﻣﺎ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺳﻴﺎﺳﺖﻫﺎي ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺣﻤﺎﻳﺘﻲ در ﻃﻮل زﻧﺠﻴﺮه از طریق تدوین استراتژی تولید ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر بهره وری اقتصادی و ﺗﻮﺳﻌﻪ زﻧﺠﻴﺮه ارزش آنﻫﺎ در قالب باغبانی قراردادی در ﻛﺸﻮر بسیار ﺿﺮوري میباشد. استراتژی تولید شامل اتخاذ الگوئی از تصمیمات تولیدی اعم از ساختاری و زیرساختاری است که تولید باغبانی کشور را در رسیدن به حداکثر بهرهوری اقتصادی منطبق با نیازهای بازار تجارت داخلی و خارجی محصولات باغبانی منطبق میسازد. موفقیت اقتصادی بخش باغبانی کشور در گرو توانایی سیاستگذاران در تعریف یک استراتژی اثربخش برای کسب مزیت پایدار جهت خلق ارزش افزوده در این بخش است. تغییر نگرش بازارهای جهانی محصولات کشاورزی، رﻗﺎﺑﺖ ﻓﺰاﻳﻨﺪه و رو ﺑﻪ رﺷﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان عناصر اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ در تجارت محصولات باغبانی در کنار روﻧﺪ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺷﺪن ﺗﻮﻟﻴﺪ و ﻋﺮﺿﻪ ﻣﺤﺼﻮﻻت باغبانی ایجاب میکنند که جهت بهرهمندی از مزایای اقتصادی پتانسیل باغبانی در کشور ﺗﻐﻴﻴﺮ دﻳﺪﮔﺎه در برنامهریزی تولید محصولات باغبانی هر چه سریعتر در دستور کار سیاستگذاران بخش باغبانی کشور قرار گیرد.